تبليغاتX
منتظران یاس

 

سلام.معذرت از اینکه چند مدتیه که پست ها فقط دلنوشته شدن .بعضی وقتا دلنوشته ها تاثیر بیشتری دارن.
البته الان که دل نوشتن دلنوشته رو هم ندارم البته نه اینکه حالم خوب نیستااااااااااااااااا نه.شاید چون حالم خیلی خوبه اینجوری شده...

روی جمله عکس بالا کمی بیشتر از یک نگاه ، تأمل کنین لطفاً

دلم هوای این شعر رو کرده بود و از اونجایی که با شما همدلم -البته با اکثریت - برا شما هم نوشتم:

"به کجا چنین شتابان،"

گون از نسیم پرسید.

" دل من گرفته زین جا ،

هوس سفر نداری ،

ز غبار این بیابان ؟ "

"همه آرزویم اما،

چه کنم که بسته پایم"

"به کجا چنین شتابان؟ "

"به هر آن کجا که باشد،

به جز این سرا ، سرایم ."

"سفرت به خیر اما ،

چو از این کویر وحشت ،

به سلامتی گذشتی ،

به شکوفه ها به باران ،

برسان سلام ما را."

ولی من نمیخوام "به هر آن کجا که باشد " سفر کنم...

ما ز دوست غیر از دوست مطلبی نمی خواهیم      

حور و جنت ای زاهد بر تو باد ارزانی

قرار ما نیمه شب ساعت ۳ ...از اون جهت که : ایام خوش  آن بود که با دوست به سر شد ، باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

 

+ نوشته شده توسط ارمیا در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:16 |