السلام على المهدى الذى وعد الله عز وجل به الامم
سالروز شهادت شهید دکتر مصطفی چمران 
خوش دارم از همه چیز و همه کس دل ببرم و جز خدا انیسی و همراهی نداشته باشم .
خوش دارم که زمین زیر اندازم و اسمان بلند رو اندازم باشد و از همه زندگی و تعلقات آن آزاد گردم .
خوش دارم مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد بسپارند تا حتی قبری را از این زمین اشغال نکنم .
خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد هیچ کس از غم ها و درد هایم آگاهی نداشته باشد هیچ کس از راز و نیاز های شبانه ام نفهمد هیچ کس اشک های سوزانم را در نیمه های شب نبیند هیچ کس به من محبت نکند هیچ کس به من توجه ننماید جز خدا کسی را نداشته باشم جز خدا به کسی پناه نبرم .
خوش دارم آزاد از همه قید و بند ها در غروب آفتاب بر بلندی کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم / گزيده اي از مناجات شهيد
خدايا اى كسى كه توصيف واصفان از وصفت فرو ماند،
و اى كسى كه اميد اميدواران از تو درنگذرد،
و اى كسى كه اجر نكوكاران نزد تو ضايع نشود،
و اى كسى كه خوف عبادت كنندگان به تو پايان پذيرد،
و اى كسى كه بيم
اين مقام كسى است كه گناهان او را دست بدست گردانده، و شيطان بر او غالب گشته است،
و از اين جهت در برابر امر تو از روى بىمبالاتى كوتاهى كرده.
و از سر غرور به نواهى تو گرائيده است.
مانند كسى كه به قدرت تو بر خود جاهل، يا فضل و احسان ترا در باره خويش منكر باشد.
تا چون چشم هدايتش گشوده گشته و ابرهاى كورى از برابرش پراكنده شده، ظلمهاى خود را در باره نفس خويش برشمرده، و در موارد مخالفت خود با پروردگارش فكر كرده، تا گناه بزرگش را بزرگ و مخالفت عظيمش را عظيم ديده،
پس در حالى كه بتو اميدوار و از تو شرمسار بوده بسوى تو رو آورده،
و از سر اعتماد روى دلش را به جانب تو متوجه ساخته.
پس از فرط اطمينان و يقين با بار طمعش آهنگ تو كرده،
و از سر اخلاص با توشه ترسش قصد درگاه تو نموده،
در حالى كه به هيچ كس جز تو طمع نداشته، و از هيچ چيز غير از تو نمى ترسيده،
پس در حضور تو با حال تضرع ايستاده،
و ديده اش را از روى خضوع به زمين دوخته،
و در برابر عزتت با تذلل و خوارى سر بزير افكنده،
و از سر فروتنى راز درونى خود را كه تو بهتر از او مى دانى براى تو آشكار ساخته،
و به آئين خشوع گناهانش را كه تو حساب آن را بهتر دارى برشمرده،
و از مهلكه عظيمى كه در عالم علم تو بر او وارد شده و از كار زشتى كه او را در دادگاه حكومت تو رسوا ساخته بتو استغاثه كرده،
همان گناهان كه لذتهايش روى برتافته تا سپرى شده و وبالش همچنان بر جاى مانده، تا مزمن گشته است
. ..
خدايا پس اينك منم كه در حال اطاعت فرمان تو در دعائى كه به آن امر كرده اى، و در حال طلب وفاى به وعده ات در اجابتى كه وعده دادهاى به درگاه تو آمده ام.
آنجا كه فرمودهاى:مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.
خدايا پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و با آمرزش خود با من برخورد كن،
همچنانكه من با اعتراف خود با تو برخورد كردم،
و مرا از افتادنگاه هاى گناهان بردار، همچنانكه خود را براى تو پست ساخته ام،
و مرا در پرده ستاريت بپوشان، همچنانكه در انتقامم درنگ كردى .
خدايا و نيتم را در طاعت خود ثابت ساز، و بصيرتم را در عبادتت قوى گردان،
و مرا به اعمالى موفق دار كه بوسيله آن چرك گناهان را از من بشوئى،
و هنگام وفات مرا به ملت خود و ملت پيغمبرت محمد عليهالسلام بميران...
دعاي 31 صحيفه سجاديه.

عبارات اطلسی 


