تبليغاتX
منتظران یاس
::: آجرك الله يا علي بن موسي الرضا :::

امام رضا(ع) که به شهادت رسید، امام جواد(ع) بر منبر رسول الله(ص) رفت و فرمود: «من محمدبن علی الجواد هستم. من نسب های همه مردم را می دانم، چه مردمی که به دنیا آمده اند و چه مردمی که به دنیا نیامده اند. ما این علم را قبل از این که عالم هستی خلق شود، داشته ایم و بعد از فنای عالم هستی نیز این علم را داریم. اگر نبود تظاهر اهل باطل، حکومت اهل گمراهی و شک مردم عوام؛ چیزهایی می گفتم که همه از اولین و آخرین را به تعجب وامی داشت.» آن وقت دست شریفشان را بر دهان مبارکشان گذاشتند و خطاب به خودشان فرمودند: «ساکت باش محمد! همان طور که پدران تو پیش از تو سکوت کردند...»زندگانی چهارده معصوم(ع)، آیت الله مظاهری، ص144

::رسول خدا صلي الله عليه و آله چشمان با ارزش را اين گونه توصيف مي كند :

همه چشم ها روز قيامت گريانند جز سه چشم : چشمي كه از ترس خدا بگريد ، چشمي كه از نامحرم فرونهاده شود ، چشمي كه در راه خدا (و پاسداري از كيان اسلام) شب زنده دار باشد./بحارالانوار، ج 101، ص 35

::از مـردى بـه نـام (رَبـيـعـة بـن كـَعـب ) نـقـل شـده كـه گـفـت : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: اى ربيعه ! تو هفت سال به من خدمت كردى ، آيا حاجتى ازمن نمى خواهى ؟ گـفـتم : يا رسول الله ! به من مهلت بده ، تا فكركنم ، چون شب را، صبح كردم ، نزد حضرت رفتم ، فرمود: اى ربيعه حاجتت را بگو؟ گفتم : از خدا مى خواهم كه مرا همراه تو، وارد بهشت كند. رسـول خـدا(ص ) فـرمـود: چـه كـسـى ايـن را بـه تـو تـعـليـم داده ؟ گـفـتـم : يـا رسـول الله كسى به من تعليم نداده و لكن پيش خودم فكر كردم و گفتم : اگر مالى بخواهم ، خواه ناخواه نابود مى شود واگر طول عمر يا اولاد بخواهم ، (باز) عاقبتش مرگ است . سپس رسول خدا(ص ) ساعتى سرمباركش را پايين انداخته ، بعد فرمود:
من اين كار را ميكنم ، پس تو هم با "زياد سجده كردن" يارى ام كن .بحارالانوار، ج 93، ص 327.

نسيم عرفه

آنچه عرفه را ممتاز می کند، وقوف نیم‌روزی آن و آنچه این وقوف را معنا می بخشد، مناجات است و زیباترین مناجات، عرفه حسین بن علی (ع) است.
من و تو، که در عرفات نیستیم، در عرفه که هستیم؛ پس می توانیم از مناجات عرفه برخوردار شویم. امام حسین (ع) در روز عرفه، در عرفات حضور دارد. از خیمه خویش بیرون می آید. جمعی با او همراه‌اند. حضرت دست ها را به نشانه دعا، بلند می کنند و سپس دعا می خوانند؛ دعایی که جاودانه شد، همانند خود امام. ای حسین(ع)! تو در این دشت چه خواندی که هنوز سنگ های «جبل الرحمه» از گریه نالانند؟! عشق را هم ز تو باید آموخت و مناجات را و حمیّت را، و عبودیت را ... خدا را هم باید از کلامت شناخت. در دعای عرفه چه گفتی؟ چه خواندی، که هنوز تب عرفان تو در پهنه این دشت به جاست؟ پهن‌دشت عرفات، وادی معرفت است و به مشعر وصل است، وادی شور و شعور است، و دشت از نام تو عرفان دارد و شب از یاد تو عطرآگین است. آسمان رنگ خدایی دارد و تو گویی به زمین نزدیک است...

  ::از پروردگار عرفه بخواه که از خطاهایت درگذرد و تو را چون روزی که از مادر زاده شدی، پاک کند. در روایتی از حضرت صادق(ع) آمده است: «کسی که در ماه رمضان آمرزیده نگردد، تا رمضان آینده آمرزیده نمی شود،
مگر اینکه روز عرفه را درک کند»مفاتیح الجنان، فضیلت ماه مبارک رمضان.

پ.ن:سجده نزديك ترين حالت بنده به معبود است.پس بياييم در سجده هاي نماز بيشتر تامل كنيم.بگذار خدا سر به خاك گزاردنمان را ببيند و بداند كه دوري از او كمرمان را خم كرده و ما را اين چنين سر به خاك ميكند.
استادي ميگفت:ذكر سجده رو بيشتر از يك بار بگيد(سه مرتبه)و اينكه در سجده آخر نماز لعن زيارت عاشورا رو بخونيم(الهم العن اول ظالم...)

پ.ن:روز عرفه نزديكه،دوستهاتون رو ياد كنيد من رو هم،هم

پ.ن:كمتر از 40 روز به محرم مونده.شما ها كه استادين اما اگر مثل من دچار آلزايمر شدين و حال و هواي محرم و از دست دادين،يه كاري بكنين تا دير نشده...

پ.ن:معذرت كه خيلي دير مياپم،لياقت نداريم ديگه...
يه كم اوضاع به هم ريخته،يا شايدم يكي اين اوضاع رو به هم ريخته...يا شايد هم من به خاطر اون اوضاع خودمو به هم ريختم...يا شايد هم...اي بابا چه توفيري داره آخه . اصل اينه كه به هم ريخته ديگه...
البته كه اين بهم ريختگي ها زياد هم بد نيست به قول شاعر؛

مرد را دردي اگر باشد خوش است

درد بي دردي علاجش آتش است //////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

+ نوشته شده توسط ارمیا در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 22:55 |


ءادخل يا الله ؟ ء ادخل يا رسول الله ؟ ءادخل يا ملائکه الله المقربين ؟ فاذن لي يا مولاي !

وقتی پشت در حرم اذن دخول میخوانم،همانجاست که قلبم به شماره میافتد و میدانم که میخواهی سلامم را پاسخ گویی و در این لحظه است که سکوت تمامی وجودم را فرا میگیرد و تماما به فکر فرو میروم که این اجازه ورودی که مولا به من داده است از برای چیست!!!
انی استاذنک یا رب اولاً و استاذن رسولک صلی الله علیه و اله...
پروردگارا  من که نه لیاقت زیارت دارم و نه چنان بندگی کرده ام که مستحق این زیارت باشم و نه ... اینجاست که یادم از عهدهای نیمه کاره ام با مولا میافتد...  به هیچ کدام از آنها تا انتها عمل نکردم و بر سر خوان تو نمکدان شکستم... و باز رافت توست که دست مرا میگیرد و از پشت در به داخل حرم روانه می سازد.
تا چشمم گنبد را می بیند دلم به لرزه میافتد و زبان لال شده و دل به تمام قامت خم می شود و سرِ ارادت فرود میاورد و جان بر کف گرفته و میگوید:
السلام علیک یا ابالحسن یا علی بن موسی الرضا السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
و اینجاست که دل از کف  بیرون رفته و دیگر در اختیار من نیست.میگوید هر آنچه را که میخواهد.

آه مولای من باز دلتنگ تو بودم.
باز دوری تو امانم را بریده بود.
باز در هوایی جز حریمت مرا یارای نفس کشیدن نمانده بود.


مولای من اشکهایم خود گواه این دلتنگی ست و انعکاس پنجره فولاد تو در این اشکها،مرهمی میشود بر این دلتنگی و گویی ندایی مرا فرا میخواند که پیش آ

مولای من در حریم تو تمام جانم به وسعت کبوتران گنبدت اوج می گیرد و با نوای نقاره ات به پرواز در میآید.
آقای من تو خود میدانی که این دل فقط در حریم تو آرام میگیرد و بعد از این آرامشی که ارزانی ام داشتی مشغول مناجات میشود.

چه زیباست آل یس در حرمت خواندنو به امید آمدنش از شوق گریستن ، و چه سوزی بر دل مینشاند زیارت عباس را زمزمه کردن
حرفهای دل با تو تمامی ندارد،ولی افسوس که باید گذاشت و گذشت.
حرف رفتن که میشود دوباره دل میگیرد و باز هوای ناله دارد و سوز فراق را از همان لحظه سر میدهد و اشک ماتم هم او را یاری میرساند...

مولای من بیرون از حریم تو مرا هیچ احتیاجی به دل نیست،دل حریم توست،پس بیا و به مانند همیشه سروری کن و بگذار دل همینجا بماند...
مولای من چشمم همیشه منتظر نگاه مهربانت میماند...
روحی فداه یا علی بن موسی الرضا
::نوشته شده در روز چهارشنبه در حرم مطهر رضوی
//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

+ نوشته شده توسط ارمیا در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 10:10 |