متاسفم که این اواخر به دلیل گرفتاری زیاد کاری،نتونستم زیاد بیام و گذشته از اون کد وبلاگ رو هم دستکاری کردم و قسمت نظرات حذف شده .
انشاءال..ه فردا عازم سفرم . اردوی راهیان نور غرب کشور بعلاوه قم و جمکران،ماه شعبان جمکران بودن صفایی داره...
مساله جالب دیگه اینکه عموی من در منطقه کامیاران شهید شدند و الان که من دارم به اردوی غرب میرم مصادف شده با سالگرد شهادت "سید علی"،همیشه دوست داشتم ارتباط قوی روحی با عموم برقرار کنم اما یه حجابی بینمون احساس میکردم که مانع این نزدیکی میشد که بعد از این سفر به امید خدا ...
احساس بیقراری شدیدی دارم و از اونجایی که درک کردم که بعد از سفر جنوب عجب دلتنگی به سراغت میاد از الان به فکر دلتنگی بعد از سفرم ولی باز با خودم میگم:
فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال را
لذت امروز بی اندیشه فردا خوش است
به فکر همه دوستان وبلاگی هستم،بدون تعارف
این شعر هم پیشکش قلب نازنین مولا...

چه عقده ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن،تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
دوباره مکر کافران،دوباره جنگ نهروان
چه حیله ها که ساکن قلوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم،نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام روز هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح و ظهر نه،غروب شد نیامدی
چه عقده ها که در گلو رسوب شد نیامدی...
در پناه خدا...

عبارات اطلسی 



